سيد محمد جواد ذهنى تهرانى

246

المباحث الفقهية في شرح الروضة البهية (راهنماى فارسى شرح لمعه) (فارس)

مىتواند بگيرد زيرا جانى تمام بينائى او را كه منحصر به يك چشم بود از بين برده و در قبال آن تمام ديه يعنى هزار مثقال طلا منظور و ملاحظه مىشود و به قدر نصف ديه از جانى استيفاء شده لاجرم نصف ديگر باقى مانده كه بايد ديه‌اش را بپردازد . مضافا به روايت محمّد بن قيس از مولانا الباقر عليه السلام كه در اين باب وارد شده . در اين روايت آمده است كه حضرت امير المؤمنين عليه الصلاة و السالم درباره مرد اعورى كه به چشم سالم و صحيحش اصابه‌اى رسيد و از حدقه‌اش كنده شد فرمودند : كسى كه چشم اين شخص را درآورده يكى از دو چشمش را بايد كند و از او نصف ديه نيز اخذ نمود و اگر هم مجنى عليه راضى باشد مىتواند ديه كامل بگيرد و او را قصاص نكند . و مثل اين روايت روايت ديگرى كه عبد اللّه بن حكم از مولانا الصادق عليه السلام نقل نموده . و اينكه مصنف عليه الرحمه حكم مذكور را به قيل نسبت داد خود مشعر است يا به مردود بودن آن يا توقف وى در آن و منشأ توقف فرموده حق تعى است كه فرموده : العين بالعين چه آنكه اگر با قصاص امر ديگرى لازم باشد عبارت العين بالعين صادق نبوه بلكه بايد بگوئيم العين بالعين مع شئ آخر مخصوص بنابراين معنا كه زيادى بر نصّ در واقع نسخ آن محسوب مىشود و چون اين آيه از آيات منسوخه نيست لاجرم التزام به شيئى كه لازمه‌اش نسخ آن مىباشد صحيح نيست . و از اين گذشته اصالة البرائه مقتضى است زائد بر قصاص منتفى